
گفته میشود که آیت در زمان انتقال اسناد مهمی دربارهی موسوی در زمان نخستوزیری وی، ترور میشود و در نهایت چگونگی اخذ مدرک دکتری لاریجانی زیر سوال میرود.
پروندهی پرونده سازان
مجید میبدیان، روزنامه
خانوادهی هاشمی رفسنجانی به عنوان آقازادگان و از عمده مفسدان اقتصادی معرفی میشوند. کروبی به عنوان دریافتکنندهی رشوه از جزایری معرفی میشود. نامهی امام خمینی و ابراز گله از موسوی رو میشود. بیان میشود که آیت، در زمان انتقال اسناد مهمی دربارهی موسوی در زمان نخستوزیری او، ترور میشود (1) و در نهایت چگونگی اخذ مدرک دکتری لاریجانی زیر سوال میرود (2).
اینها نمونهای از پروندههایی است که به کرات در ماهها و سالهای اخیر شاهد رو شدن آنها هستیم. پروندههایی که در مقاطع حساس و بعد از اننقادات هر یک از این افراد به جریان حاکم، قبل از سپرده شدن به قوهی قضاییه به اطلاع عموم گذاشته میشود.
جالب قضیه آن است که قبل از ابراز انتقادات، و یا اینکه قبل از مقاطع حساس نظیر انتخابات، هیج اتهامی از طرف اتهام وارد کنندگان به این افراد وارد نیست و آنها معمولا به عنوان افرادی انقلابی و پیرو خط امام و رهبری معرفی میشوند.خارج از وارد بودن یا نبودن این اتهامات، آیا کسانی که چنین اتهاماتی را وارد میکنند، تاکنون از پروندهی آقایان خبر نداشتهاند و اگر مطلع بودهاند دلیل این تاخیر چیست؟
جالبتر آن است که در این مورد، کسانی که تا حدودی با جریان پروندهسازی همسو نیز هستند، مصون نمیمانند و نمونهی بارز این قضیه بررسی پروندهی اخذ مدرک دکتری آقای لاریجانی است. آقای لاریجانی، که به زعم آقایان به دلیل خطای نابخشودنیاش در اعلان پیروزی آقای موسوی در بعدازظهر روز انتخابات (3)، باعث القای توهم تقلب در ایشان شده است، اکنون باید پاسخگوی اخذ مدرک دکتری خود باشد.
اولین نکتهای که در این موقعیت به ذهن خطور میکند آن است که هر جریانی که بر خلاف نظر پروندهسازان باشد، از چنین پروندههایی مصون نیست. حالا به هر نحوی که باشد، از خانوادهی فرد گرفته تا اتفاق حادثهای در زمان قدرت آن فرد. مدرک تحصیلی فرد، نامههای رد و بدل شده و نوشتهها و گفتههای فرد به هر صورت ممکن و ... همهوهمه به عنوان سند و مدرک استفاده میشود.
به نظر، چنین جریانی با دست خود در حال قطع ریشههای اصلی خود است. چرا که با افشای پروندههای افراد قبل از اعلان نظر قوهی قضاییه و محکوم کردن آنها اعتماد عمومی مردم به مسوولان عالیرتبه روز به روز پایینتر میرود و حتی معصومترین و بیگناهترین افراد نیز از این جریان در امان نمیمانند. چرا که در نزد افکار عمومی آنها نیز احتمالا دارای پروندههای مشابهی هستند ولی به علت عدم مخالفت با جریان پروندهساز، پروندهی آنها رو نشده است و اینگونه پروندهسازی برای افراد اصلی نظام تیشه به ریشه زدن است.
اینها نمونهای از پروندههایی است که به کرات در ماهها و سالهای اخیر شاهد رو شدن آنها هستیم. پروندههایی که در مقاطع حساس و بعد از اننقادات هر یک از این افراد به جریان حاکم، قبل از سپرده شدن به قوهی قضاییه به اطلاع عموم گذاشته میشود.
جالب قضیه آن است که قبل از ابراز انتقادات، و یا اینکه قبل از مقاطع حساس نظیر انتخابات، هیج اتهامی از طرف اتهام وارد کنندگان به این افراد وارد نیست و آنها معمولا به عنوان افرادی انقلابی و پیرو خط امام و رهبری معرفی میشوند.خارج از وارد بودن یا نبودن این اتهامات، آیا کسانی که چنین اتهاماتی را وارد میکنند، تاکنون از پروندهی آقایان خبر نداشتهاند و اگر مطلع بودهاند دلیل این تاخیر چیست؟
جالبتر آن است که در این مورد، کسانی که تا حدودی با جریان پروندهسازی همسو نیز هستند، مصون نمیمانند و نمونهی بارز این قضیه بررسی پروندهی اخذ مدرک دکتری آقای لاریجانی است. آقای لاریجانی، که به زعم آقایان به دلیل خطای نابخشودنیاش در اعلان پیروزی آقای موسوی در بعدازظهر روز انتخابات (3)، باعث القای توهم تقلب در ایشان شده است، اکنون باید پاسخگوی اخذ مدرک دکتری خود باشد.
اولین نکتهای که در این موقعیت به ذهن خطور میکند آن است که هر جریانی که بر خلاف نظر پروندهسازان باشد، از چنین پروندههایی مصون نیست. حالا به هر نحوی که باشد، از خانوادهی فرد گرفته تا اتفاق حادثهای در زمان قدرت آن فرد. مدرک تحصیلی فرد، نامههای رد و بدل شده و نوشتهها و گفتههای فرد به هر صورت ممکن و ... همهوهمه به عنوان سند و مدرک استفاده میشود.
به نظر، چنین جریانی با دست خود در حال قطع ریشههای اصلی خود است. چرا که با افشای پروندههای افراد قبل از اعلان نظر قوهی قضاییه و محکوم کردن آنها اعتماد عمومی مردم به مسوولان عالیرتبه روز به روز پایینتر میرود و حتی معصومترین و بیگناهترین افراد نیز از این جریان در امان نمیمانند. چرا که در نزد افکار عمومی آنها نیز احتمالا دارای پروندههای مشابهی هستند ولی به علت عدم مخالفت با جریان پروندهساز، پروندهی آنها رو نشده است و اینگونه پروندهسازی برای افراد اصلی نظام تیشه به ریشه زدن است.
1- رجا نیوز 1
2- رجا نیوز 2
3- رجا نیوز 3
نظر ها (8)
-
|2009-08-15 03:06:32 افشین محمددر ضمن بحث رای اعتماد مجلس برای وزرات امور خارجه مطرح بوده نه نخست وزیری
-
|2009-08-15 04:30:30 ا حمدمن نه تنها از این موضوع پرونده سازی ناراحت نیستم که خیلی هم خوشحال هستم. روزگاری در دوره هاشمی بود که همه جرم های واضح را می دیدند و کسی جرئت نمی کرد حرفی بزند. حالا از آن سوی بام افتاده اند ولی این روش جدید به دموکراسی نزدیک تر است. بلکه بهتر است اول مدرک کسی مثل لاریجانی زیر سوال برود و صحت آن تایید شود تا وقتی نوبت به رحیمی و امثالهم می رسد از زیر کار در نروند.
در جوامع دموکراتیک هم برای مردم عادی پرونده سازی نمی کنند ولی ممکن است حتی برای سگ یک کاندیدای وزارت پرونده ای قطور به وجود بیاید.
-
|2009-08-15 04:34:06 ا حمدبا آقای افشین محمد تا حدود زیادی موافقم.
حسن آیت را به دو سخنرانی می شناسم. اول سخنرانی ای که در جمع شورای انقلاب کرده بود و نوارش به بیرون درز کرد. متاسفانه او اولین گام را برای نابودی نقش مردم در انقلابی که مردم به وجودش آورده بودند برداشت. دوم سخنرانی آیت در مجلس خبرگان قانون اساسی. آن سخنرانی را بخوانید تا بدانید بلاهایی که امروز سرمان می آید زیر سر چه کسانی است.
-
|2009-08-15 06:34:43 عباسچه جالب!
دقیقا شیوه ای که این روزها احمدی نژاد و اذنابش دارن انجام می دن هم همینه. طرح سوال بی پاسخ برای انحراف اذهان جامعه...
-
|2009-08-15 07:01:44 خود سانسور شده جدیدچقدر تماشای این تسویه حساب ها لذت بخش است.
پاراگراف آخر خیلی قابل تامل است. دست آقای میبدیان درد نکنه.
-
|2009-08-15 07:45:35 عليرضا حسن خانياما دوستان من اصلاً از اين قضايا خوشحال نيستم. اين روال را روندي دموكراتيك نمي دانم و تا آنجايي كه من مي دانم در هيچ كشور عقب افتاده اي هم اين جريانات رخ نمي دهد، چه رسد به ممالك توسعه يافته و اين به چند دليل است.
1- تنها در ايران مي توان هنگامي كه جرمي هنوز حادث نشده به كسي نسبت دروغ داد. براي سگ وزيري پرونده سازي مي كنند بله اما فقط زماني كه آن سگ ريگي به كفش داشته باشد و بر اساس مستندات. اينجا چه مستندي براي هر كدام از جرايم نسبت داده شده وجود دارد؟ شما به من بگوئيد.
2- گفته ايد روندي دموكراتيك است اين قضايا؟ سؤال اين است: آيا صرف اينكه شخص مهم و مسئوليت دار و يا مسئوليت نداري را زير سؤال ببريم و اجازه توهين به بالا دستي ها را پيدا كنيم و بي دليل و با دليل اين اجازه را پيدا كنيم تا به همه بپريم، روند دموكراسي را در حال گذاريم؟ آيا اجازه يافتن براي هتك حرمت حتي گناهكار بالا دستي، از مصاديق دموكراسي است؟
3- ركن اساسي دموكراسي جريان آزاد اطلاعات، شفافيت اطلاعات و دسترسي عموم مردم به صحيح ترين اطلاعات و همچنين آزادي ابراز عقيده در مورد روند موجود و بيان ديدگاه هاي انتقادي است. ديدگاه انتقادي يعني فحاشي به ديگران؟ آزادي بيان نظر يعني توهين به غائب؟ آزادي انديشه يعني همه را بدون اثبات گناه گناهكار دانستن؟
4- بنده كمترين چنين فكر نمي كنم كه هيچ كدام از اين رويه ها درست، پسنديده و به قاعده باشد و گمان نمي كنم در هيچ خرابه كشوري توهين به مردم آن و زير سؤال بردن بي دليل هركس و انگ و افترا زدن از مصاديق دموكراسي باشد. من گمان مي كنم ما مصاديق توسعه يافتگي و حركت به شمت دموكراسي را خوب نمي فهميم. من گمان مي كنم شرط اساسي داشتن جامعه اي پيشرفته كه صداقت، متانت و صعه صدر است را نمي شناسيم. من خيال مي كنم تحمل مخالف را هنوز ياد نگرفته ايم. من خيال مي كنم چون گذشته تاريخي مان ما هميشه در درك شرايط درست دچار ضعفيم و اينگونه و با اين اخلاق راه به ناكجا آباد خواهيم برد.
5- اميدوارم همه اينها خيالات و توهمات من باشد اما بايد هر كداممان از خودمان شروع كنيم. بايد خودمان دروغ و تقلب را ترك كنيم تا بتوانيم دروغ گويان و متقلبان را رسوا كنيم.
6- قدري بيشتر گاندي، ماندلا و ابر مرد اسطوره اي ايران مصدق كبير را بشناسيم و از رفتار و منش آنها الگو بگيريم. شايد امروز اگر كسي چون گاندي به جاي مير حسين مي داشتيم خيلي موفق تر بوديم
سخن دراز شد- بدرود
Powered by !JoomlaComment 4.0 beta2




متاسفانه آغازگر آموزش نحوه جنگ روانی و استفاده از تکنیک های آن در روزنامه ها همین آقای آیت بود. وی در جلسه با طلاب هم آموزش های تخریب می داد.
ایشان به عنوان عضو حزب زحمتکشان ملت ایران آقای مظفربقایی از مصدق کینه داشت و یک مقاله بر ضد وی نوشت که در سال های اول انقلاب منتشر شد. از تکنیک های آقای آیت مطرح کردن سوال بدون پاسخ برای القای ذهنیتی خاص به خواننده و طرح مطالب بی ربط به اصل موضوع جهت احساسی کردن خواننده بود.